پرسمان یا ماجراهای من و دکتر نبی- بخش اول

ما یک برادر افغانی توی کارگاهمون داریم که نگهبان – بنا- تعمیرکار- تحلیلگر ارشد سازه های هیدرولیک- متخصص در امور مسائل دینی و کلی چیزای دیگه است به نحوی که یکروز من به پیمانکار گفتم که فلان جا رو باید یک سیمان نرمه بکشی تا بعداً ایزوگام شود. بعد از یکروز وقتی به کارگاه سر زدم دیدم که هنوز نرمه کشی انجام نشده. وقتی به پیمانکار گفتم که چرا اینکار را انجام ندادی . گفت که نبی گفته که نیازی به نرمه کشی نیست و اینکار هزینه اضافه است. سرت را درد ندهم از آن روز به بعد هر وقت پیمانکار سوالی می کرد می گفتم اگر دکتر نبی تایید کرد من به شما ابلاغ می کنم. اما آنچه باعث شد ارادت من به دکتر نبی بسیار زیاد شود این نبود. یکروز یک اسکناس صد افغانی به من نشان داد و گفت : آقای مهندس می دانی این به ریال چقدر می شود؟ من هم که کلاً با مسائل ارزی رابطه خوبی ندارم اظهار بی اطلاعی کردم. ایشان با زبان شیرین فارسی دری فرمودند : حدود هفتصد هزار ریال!. هفتصد هزار ریال یعنی معادل هفتاد هزار تومن. به تومان گفتم که خدای ناکرده قلب مبارک دچار تپش نشود. معلوم است دیگر کشوری که چهار تا متخصص و همه فن حریف مثل دکتر نبی داشته باشد باید هم وضعیت اقتصادیش این باشد. من مانده ام که آنجا چرا دیگر فرار مغزها صورت می گیرد.
و اما سوال بنده: به نظر شما در کابینه آینده آیا می توان امید داشت که کسی شایسته تر از دکتر نبی ما وجود داشته باشد که اقتصاد ما را سر و سامان دهد؟ و اینکه لطف بفرمایید و بگویید ما حدوداً چند سال دیگر می توانیم سرمان را با افتخار جلوی دکتر نبی بلند کنیم ؟ و یک سوال دیگر اینکه من دچار یک تردید جدی هم شده ام. نکند که نرمه کشی زیر ایزوگام اصولاً کار اشتباهی باشد و بنده با این نابخردی و صرف هزینه گزاف یک ضربه کاری به پیکر نحیف اقتصاد مملکت وارد کرده باشم؟
سوال بعدی را بعداً می پرسم. چون باید به دکتر نبی در یک مورد خاص پاسخگو باشم. فعلاً شرمنده.

1 دیدگاه در “پرسمان یا ماجراهای من و دکتر نبی- بخش اول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*