پرسمان یا ماجراهای من و دکتر نبی- بخش دوم

همین الآن نبی وارد دفتر شد و دوباره آن مایه عذاب (صد افغانی) را نشان داد و فرمود: آقای مهندس میدانی این به ریال چقدر می شود؟ من هم که می خواستم از شدت تحقیر کم کنم گفتم: ریال نه ولی به تومان می شود هفتاد هزار تومان. نگاهی تحقیر آمیز کرد و گفت: نه این مال یکساعت پیش بود. الان شده هشتصد هزار ریال.
نکته عجیب اینست که این نبی ما بدون دسترسی به اینترنت و هرگونه وسایل ارتباط جمعی چطور قیمت ارز را به همین سرعت فهمیده؟ نکند اصلاً این دکتر نبی ما نسخه خارجی جمشید بسم الله است؟ من که مطمئنم دست استکبار اینبار از توی آستین نبی ، نه ببخشید دکتر نبی بیرون آمده. اصلاً‌ خود همین دکتر خارجی و جاسوس اجنبی است که قیمت ارز را مدام بالا می برد. فقط باید بگردم و ابزار جاسوسی و ارتباطی اش را پیدا کنم. حالا به عنوان یک آدم ساده که جاسوسی فوق حرفه ای و متخصص را در بغل گوش خودم دارم که جاسوسی اش توی سرش بخورد مدام هم مرا تحقیر می کندٰ سوال من اینست که اصولاً مکانیزم افزایش قیمت ارز چطوری است؟ و دیگر اینکه به نظرتان بروم و راپورت این جاسوس را به بچه های بالا بدهم تا پوست از سرش کم کنند؟
ببخشید باز سر و کله این جاسوس پیدا شد . یکدستش هم توی جیبش رفته. خدا بخیر کند. دوباره مزاحم می شوم.

2 دیدگاه در “پرسمان یا ماجراهای من و دکتر نبی- بخش دوم

  1. سلام خوابزده جان ماجراهای دکتر نبی خیلی جالب هستندو میتونند جالب تر هم بشن با ماجراهای بعدی ولی لطفا این پوسته ی سایت رو ویرایش کن که برای ارسال نظر ایمیل و پاسخ امنیتی نخواد چون خیلی ها که مطالب رو میخونند میخوان نظر بدن ولی به خاطر همین داستان منصرف میشن

    1. سلام دوست عزیز
      حقیقتش توی یه مدت کوتاه اینقدر اسپم برام اومد که تصمیم گرفتم این قسمت رو فعال کنم. بنابراین مجبورم واقعاً عذرخواهی کنم از اینکه وقت شما رو اینکار میگیره ولی ظاهراً فعلاً راه بهتری نیست.
      باز هم ممنون از لطفتان.
      به امید دیدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*