پس مانده های تنهایی

گربه جان

دست بردار از بوییدن کیسه زباله ام

نه خرده گوشت در آنست

نه استخوان

نه حتی نان

پر از پاکت خالی سیگار

و سوخته سیگارهایی که تا ته کشیده شده

گربه جان

در کیسه زباله ام

جز پس مانده های تنهاییم

چیزی برای شام تو نیست.

پی نوشت: فکر کنم باید اصلاح بشه ولی اینجوری تر و تازه تره

6 دیدگاه در “پس مانده های تنهایی

  1. تنهایی امری کاملا نسبی است، مثلا وجود همین گربه یعنی که تنها نیستی. همین که با گربه ه حرف میزنی هم نشان دهنده مطالعه کتاب کافکا در کرانه است و اینکه تنها نیستی. تازه باید ببینیم گربه چه می گوید شاید اصلا سیگاری بوده یاشد، چه کاریه که جلوش رو بگیریم. همیشه که گربه ها دنبال غذا نیستند.
    شاید اصلا تنها بوده اومده دوست پیدا کنه. اصلا چرا دعوتش نکردی بیاد تو، اصلا چرا حبوون خونگی نگه نمیداری؟

    1. واقعا همین طوره که نوشتید …ته سیگارها…یعنی پس مانده های تنهایی آدم ها …و همین طور برگه هایی که نصفه نیمه نوشته شده اند….لباس های قشنگی که دور ریخته شده اند…عکس هایی که ریز ریز شده اند…
      حق با شماست

    2. وسواس در نوشتن، ریشه های سبز احساساتم را خشکانیده…
      گاهی به خاطر سختگیری در انتخاب واژه ها و جملات زمان را از دست داده ام.
      پس مانده های تنهایی من احساساتی است که دل نوشته نشده اند.

      خوابزده جان
      تبریک تبریک تبریک ….برای شروعی دیگر

      1. بانوی اردیبهشت عزیز. مررررررررسی از لطف همیشگیت. ریشه های سبز احساس بانوی اردیبهشت هیچوقت نمی خشکه. اردیبهشت و خشکی….؟ نه باور نمیکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*