بایگانی برچسب: s

در فضیلت نوشتن

حتماً قبل از اینکه کورش کبیر و ارد بزرگ و دکتر شریعتی همه جملات حکیمانه دنیا رو گفته باشند، دیگرانی هم بوده اند که حرفهای خیلی زیبا و چه بسا نغزی هم در ذهنشان وجود داشته. شاید عاشقانه ترین جمله بشر را یک چوپان تبتی به نامزدش گفته باشد. یا حکیمانه ترین جمله دنیا را پدربزرگی به نوه حواس پرتش. کسی چه می داند؟ …….یا بهتر بگویم چه کسی می داند؟

خب قربان کورش کبیر بروم که به قدرت خداوند شصت میلیون جمله را فقط در بیست سانتیمتر منشوری که یک سومش هم شکسته شده و دو تا لوح سنگی جا داده. بله…نوشتن یک همچین فضیلتی است. البته شاید هم اینها از ظرفیتهای کتابت میخی است که در ان صورت تازه می فهمیم که نوشتن میخی چه فضیلتی است.

مثلاً این جمله را بخون؟

چه زیبایند آنها که همیشه لبخندی بزرگ بر لب دارند.” ارد بزرگ

به جان خودم قسم می خورم من سی سال پیش این جمله رو گفته بودم. ولی الآن من کجام؟ ارد بزرگ کجا؟ از این به بعد هم هرکی میخواد این جمله رو بگه باید تهش حتماً ذکر کنه که ارد بزرگ.من که دارم به همه چی شک میکنم. اولین نفری که نوشته حتماً یه چیزایی رو درست ننوشته یا به نفع خودش نوشته. از اون به بعد تاریخ داره برای خیلی از چیزا به اون استناد میکنه. یعنی تاریخ کلاً کج رفته؟ تا یه جاهاییش راسته بعد از اون جا به بعدش کجه؟ محل دقیق نقطه کج شدگی رو که نمیدونم اما قطعاً دلیل کج شدن تاریخ نوشتن بوده… بله دوست خوبم، نوشتن یک همچین فضیلتی است.

خوندن خوبه. خیلی هم خوبه. ولی فضیلت بحساب نمیاد. فقط خوبه ،همین. حتی حرف زدن هم همینطوریه. هیشکی سخنرانی فلان رییس جمهور یا پادشاه رو یادش نمیاد البته اگه نوشته نشده باشه. که تازه اون هم نوشتن به حساب نمیاد. در حقیقت اون نوشتنی که فضیلته بحساب نمیاد.

همین دیروز پریروزا گفتم زندگی خیلی طولانیه. یه نفر از دوستام که جفتم بود سریع گفت : تی اس الیوت.

میبینی تو رو خدا . یعنی دیگه تی اس الیوت هم به حضرات جمله گو اضافه شدن. بخدا می ترسم فردا مثلاً تو خیابون داریم راه می ریم بعد باید بگیم:

–          تاکسی! دربست ونک ( تی اس الیوت) یا بچه بیا شام بخور ( ارد بزرگ) . یعنی هرچی که میخواهیم بگیم بعدش باید یه پرانتز هم توی گویش باز کنیم.

خلاصه نمیدونی اولش چه حس کینه ای نسبت به تی اس الیوت پیدا کردم و یا ارد بزرگ. ولی وقتی نشستم پیش خودم و وجدان نداشته ام ، دیدم خب اونا حق دارن دیگه. اونا بودن که کلمات رو از توی ذهنشون ریختن تو جون کاغذ و خودشون رو توی یه مشت کاغذ به ابدیت رسوندن. ..بله دوست مهربونم. نوشتن یک همچین فضیلتی است.